تبلیغات
...عتــــــرتکده - مطالب اسفند 1394
 
...عتــــــرتکده
عترت، رمــــــز خلقت
شنبه 29 اسفند 1394 :: نویسنده : دغدغه مند

غیرت، صفتی شایسته و باارزش برای انسان ها و محبوبِ مردان است. شاید شناخت ما از غیرت، بیشتر به غیرت بر ناموس محدود بشود، چرا که اهمیت خیلی بالایی دارد و طعم خوب و دلپذیر این غیرت، تقریبا برای اکثر مردم قابل درک و هضم بوده است. اما غیرت مهم تری نیز وجود دارد که باید به آن دقت شود، توجه شود و به کار گرفته شود و آن هم غیرت داشتن نسبت به باور ها و اعتقادات است.

آری اعتقادات هر شخصی، پایه ی رفتار اوست. و همه رفتارهای خوب یا بدِ شخص، بستگی به اعتقاد صحیح و درجه ی باور داشتن او به آن اعتقاد صحیح، دارد.

لذا انسان باید بر اعتقادات و دینش غیرت داشته باشد، و وقتی ببیند در جلسه ای، در جمعی و توسط هر شخصی، به اعتقاداتش توهین می شود، نباید ساکت بماند و بی خیال باشد، بلکه باید احساس وظیفه و دفاع کند و غیرت و تعصبِ صحیح خود را نشان بدهد و یا اینکه آن مجلس را ترک کند.

 و چه زیبا به این غیرت زیبا، در آیه ی 68 سوره انعام اشاره شده است: «وَإِذَا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى یَخُوضُواْ فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ» (و چون كسانى را دیدى كه در آیات و نشانه‏هاى ما به هرزه‏گویى مى‏پردازند (و تو به اقتضاى جوّ صدر اسلام در آن مجالس شركت دارى) از آنها روى برتاب، تا در سخنى دیگر وارد شوند)





نوع مطلب : اندرزِ قرآنی، ممنوــــ ع است، عبــــــرتِ گـــاه، سبک عاشقی، 
برچسب ها : مجلس حرام، ترک، یخوضون، غیرت،
لینک های مرتبط :


صعود و سقوط در تمامی مراحل و در همه ی جنبه های زندگی انسان ممکن است رخ دهد و این دو واژه دارای حالت نسبی هستند. صعود مرحله اول و بالاتر و بالاتر و... داریم.همان طور که سقوط درجه اول و سپس پایین تر و پایین تر داریم تا مرز نابود شدن...
شخصی در امور مالی و معیشت زندگی،پله های صعود را می پیماید و هر روز و ماه، بیشتر کسب درآمد می کند و همچنین امور دیگر....
در طرف دیگر نیز همینگونه حالتی قابل تصور است، یعنی شخصی در خطا کردن و ضد اخلاق و انسانیت رفتار کردن، به تدریج در دره ی سقوط فرو رود.
حال بهتر است جنبه سقوط را در امور اعتقادی و ایمانی که مهمترین بخش زندگی بشری است، بررسی کنیم.
در سوره مبارکه انعام آیات چهارم و پنجم، خداوند متعال سه مرحله سقوط را بیان می کند که یکی از دیگری خطرناکتر است.
مرحله اول، اعراض است. یعنی شخص از حق دوری می کند و به آن پشت می کند. می خواهد صدای حق را نشنود.(وَمَا تَأْتِیهِم مِّنْ آیَةٍ مِّنْ آیَاتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِینَ [٤])
مرحله دوم، تکذیب است. یعنی پس از اینکه اطلاعات و آموزه های حقی را شنید و به هر صورت اعراض ممکن نشد، شروع به تکذیب کردن حق می کند.( فَقَدْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ)
مرحله ی سوم استهزا و تمسخر است. یعنی پس از تکذیب و اثر بخش نبودن آن برای تمامی مردم، سلاح مسخره کردن را استفاده می کند تا عظمت  و تقدس باورها و اشخاص را بکاهد.(فَسَوْفَ یَأْتِیهِمْ أَنبَاءُ مَا كَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ[5])

یعنی وقتی دشمن برهانی نداشت و راهی نبود، شیوه اش به تخریب باور ها و اشخاص از طریق مسخره کردن تغییر می کند.





نوع مطلب : اندرزِ قرآنی، 
برچسب ها : استهزا، تمسخر، تکذیب، دشمن، سقوط،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 27 اسفند 1394 :: نویسنده : دغدغه مند

این روزها، حال خوشی و شعف در بین مردم، پیداست... اکثر مردم، برای عید دیدنی، حتی برنامه هم چیده اند، مبادا فامیلی جا بماند ...

البته کسانی هم هستند که عزیزشان را از دست داده، غمگین و محزون هستند و هیچ حرکتی جهت عید نکرده اند.

در حال و هوای این حال و روز، سوالی به نظرم رسید! عید به چه معناست? چه کاری بهتر است صورت بگیرد?

کلمه ی عید، به معنای بازگشت است، بازگشت به چه چیزی? شاید کسی بگوید بازگشت طبیعت و سرسبزی و خرمی... و البته شاید اشتباه هم نباشد، ولی شاید معنایی اخلاقی دیگری که اهمیت بیشتری داشته باشد، قابل ذکر باشد و آن معنای بازگشت انسان به خودش باشد.

آری عید یعنی اینکه انسان به خودش رجوع کند، به خودش بیاید، با خود محاسبه کند و بگوید: در یکسال گذشته چگونه بودم? چقدر پیشرفت کردم? آیا به اندازه رشد شناسنامه ای، رشد معنوی و اخلاقی نیز داشتم?

شاید بتوان با اندکی دقت در کار بانک ها در این روزهای آخر سال استفاده ظریفی کرد!!! بانک ها حساب سال شان را می بندند، کم و زیاد ها را بررسی می کنند و آماده می شوند که سال جدید را با برنامه ریزی بهتری جهت سود بیشتر، مهیا کنند.

کاش ما نیز اینگونه باشیم. شکست ها را عبرت بگیریم و شاکر پیروزی ها از پروردگار باشیم و عهد ببندیم که در سال جدید، جدید بشویم و خطاهای مکرر گذشته را مرتکب نشویم ...

و امام علی (علیه السلام) چه زیبا به این برداشت اخلاقی از عید اشاره نموده است:

"کلُّ یَوْمٍ لَا یُعْصَى اللَّهُ فِیهِ فَهُوَ عِید" یعنی ( هر روزی که در آن روز ، خداوند سرپیچی نشود، عید است.)نهج البلاغه حکمت 428




نوع مطلب : سلامتی جسم - روح، 
برچسب ها : عید، تحول، انقلاب درون، خود،
لینک های مرتبط :


چیزی نمانده تا عید نوروز، اما حال و هوای دلم بارانی است، نمی دانم چرا به جای شادی و خوشحالی، حزن و اندوهی غریب دلم را فرا گرفته ...
حــــــزن و اندوهــــــی در امتــــــداد انتظـــــار!
آقا جان! یک سال دیگر به اتمام رسید و ندای «انا المهدی» به گوشمان نرسید! نوروز فرا رسید، بهار آمد، اما این بهارها و این نوروزها هم چنان با نیامدنت خزان مانده و یک سال دیگر هم به غیبتت افزوده شد.
در طول این همه سال غیبت، چه چشم ها که که در فراقت خشکید و نیامدی، چه جسم ها که به خاک برگشت و به حضور ما برنگشتی! چه آمدن هایی که رفتن شدند و «خواهد آمد»، «آمد» نشد!
در طول سالی که گذشت، نمی دانم چقدر در مسیر آمدنتان، سنگ انداختم! نمی دانم چقدر باعث بارانی شدن چشم هاتان شدم! اما خوب می دانم، در عوض نارفیقی هایم، شما رفاقت کردید! در ضلالت های مسیرم، «مصباح الهدی» بودید! در تلاطم امواج سهمگین، «سفینة النجاة» بودید! به راستی که سزاوار «حجت الله» بودن، هستید!
آقــــــــــــــا جان! تمام لحظاتم حضور تورا می طلبند! اما وقتی صفحات دفتر عمرم را ورق میزنم، نمی دانم با کدامین رو، می توانم این ادعــــــــا را کنم!!!
مولای ما، آقای ما ، دعا کن برای ما ...
                                      
                                                           ♥ اللهم عجل لولیک الفرج ♥




نوع مطلب :
برچسب ها : دلنوشته، امام زمان، ظهور حجت، عید،
لینک های مرتبط :


شیطان، دوستانی عزیز و با اعتقاد و مخلص دارد که خیلی دوستش دارند و هرگز او را ناراحت نمی کنند و همیشه در اطاعتِ محض از او هستند.

و شیطان به هرکسی که در مسیرش باشد لطف می کند و او را رها نمی کند، کافی ست یکبار او را صدا بزنی یا کاری که مورد رضایتش است انجام بدهی تا محبتش را درون دلت جای دهد.

امـــا تعبیری بر خلاف همین مطلبِ صحیحِ بالا وجود دارد که لازم است اهل دقت، اندکی تامل کنند؛ چراکه امام معصوم علیه السلام صورتی را می فرماید که حتی شیطان هم، دوستی شخصی را نمی پذیرد؛ یعنی اینقدر عملِ شخص پلید است که بدون شیطان و دوستی اش نیز شخص در گودال بندگی شیطان سقوط کرده است.

آری!!! داستان سازی یا همان پرونده سازی علیه مومنی، جهت ریختن آبرویش و از چشم مردم افتادنش، گناهی بس بزرگ و عملی زشت است که باعثِ قطع ارتباط خداوند با شخص می شود.

مـفـضـل بـن عـمـر نقل می کند: امـام صـادق عـلیـه السلام به من فرمود: هر كه بر ضرر مؤ من داستانى بگوید و قصدش، عیب او و ریختن آبرویش باشد، كه از چشم مردم بیفتد، خداوند او را از دوستى خود بدوستى شیطان براند و شیطان هم او را نپذیرد.[1]


[1] -اصول كافى، جلد 4 صفحه62، روایة1.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : عیب، سرزنش، مومن، شیطان، دوستی شیطان،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 24 اسفند 1394 :: نویسنده : دغدغه مند

 بشار کوفی می گوید: در كوفه خدمت حضرت صادق (علیه السلام) رسیدم. خدمت آن جناب ظرفى از خرماى طبرزد بود كه میل می نمود. فرمود: بشار بیا جلو بخور. عرض كردم گوارا باد فدایت شوم، چیزى در بین راه دیدم كه سخت ناراحتم، دلم را بدرد آورده و تأثیر زیادى در من كرده. فرمود: ترا بحقى كه بر گردنت دارم جلو بیا بخور. پیش رفته شروع بخوردن نمودم.

فرمود: چه دیده بودى؟  

گفتم: در بین راه پاسبانى را دیدم كه بر سر پیرزنى می زد و او را بطرف زندان مى ‏برد او با صداى بلند می گفت: پناه بخدا و پیامبر می برم، بفریادم برسید، ولی هیچ كس بداد او نرسید. فرمود: براى چه او را چنین می زدند؟  

ادامـــــــــــه در ادامه ی مطلب....



ادامه ی مطلب


نوع مطلب : خوشا ب حال ( طوبی لمن...)، عبــــــرتِ گـــاه، بدون شــــــــرح، لطف های تکرار ناشدنی، سبک عاشقی، 
برچسب ها : محبت، لعنت، عقیده، دعای امام، پول ظالم،
لینک های مرتبط :


جمعه 21 اسفند 1394 :: نویسنده : دغدغه مند
بــــــــــــــــــــــــدون شـــــــــــــــــــــــــــرح




نوع مطلب : عکــــس نوشتـــه، بدون شــــــــرح، لطف های تکرار ناشدنی، 
برچسب ها : خدش، وسط، سخن، پریدن،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 20 اسفند 1394 :: نویسنده : دغدغه مند

شناخت آفریننده ی عالم و صفات او از مهمترین سوالات هر معتقدی است  و شناخت خداوند دارای مراتب و مراحل مختلفی است. برخی راه های شناخت، عمومی و برخی خصوصی و مختص اهل فن و متخصصان و دانشمندان است.

راه های ساده خداشناسی را اکثر مردم در زندگی خود با آن مواجه هستند. مثلا دیدن یک پدیده و اندکی دقت نظر در این مطلب که این پدیده علتی دارد که آن را ساخته است و از روی هیچ و پوچ، به این شکل قابل استفاده در نیامده است، انسان را به این نکته رهنمون می کند که عالم به این وسعت با شگفتی هایش، بعید است که سازنده ای نداشته باشد.

همین نگاه های ساده ولی سازنده می تواند به اندازه خودش انسان را مطمئن و پایدار کند. در روایات اهل بیتِ نجات، نیز گاهی چنین راه های خداشناسی ای در پاسخ به برخی مخاطبان بیان شده است.

همانند نمونه ی زیر که بسیار زیباست...

شخصى به امام صادق (علیه السلام) عرض كرد: اى فرزند رسول خدا مرا به شناخت كلمه «اللَّه» راهنمائى فرما؛] چون هوچیگران و ستیزكنندگان مرا مورد هجوم تبلیغاتى خود قرار داده‏اند، و آنقدر با من جدل مى‏كنند كه در وادى حیرت، سرگردانم ساخته‏اند.

 امام صادق (علیه السلام) به او فرمود: اى بنده خدا !!! آیا هرگز بر كشتى سوارشده ‏اى؟ عرض كرد: بلى، فرمود: آیا اتّفاق ‏افتاده است كه آن كشتى درهم بشكند و تو در كام امواج خروشان دریا گرفتار شوى، و در آن نزدیكى نه كشتى دیگرى باشد كه تو را از مرگ حتمى برهاند، و نه شناگر ماهرى كه سینه نیلگون آب را بشكافد و تو را بساحل برساند؟

عرض كرد: بلى (چنین شده است).

 فرمود: آیا در آن لحظه سرنوشت ساز كه خطرى بطور جدّى تو را تهدید مى‏كرد، در آن حال با ناامیدى تمام، ناگهان به قلبت افتاده كه فقط موجودى كه داراى قدرتى نامحدود است مى‏ تواند تو را از این گرفتارى هولناك نجات دهد؟

 گفت: آرى (امیدم بود دستى از غیب برون آید و كارى بكند)

 امام صادق (علیه السلام) فرمود: پس آن شی تكیه‏ گاه در زمانی که نجات دهنده و

 فریادرس دیگرى یافت نشود، اللــه قادراست.[1]


[1] - معانی الأخبار، النص، ص 5.





نوع مطلب : عکــــس نوشتـــه، عبــــــرتِ گـــاه، 
برچسب ها : خدا، کشتی، غرق، نجات،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 19 اسفند 1394 :: نویسنده : دغدغه مند

راستگویی صفتی شایسته برای همه ی مردم و صفتی بایسته و بایدی برای مومنان است. مومن باید حساسیتش بر کسب خوبی ها و دفع بدی ها، از بقیه ی مردم بیشتر باشد، چرا که او به خداوندی ایمان دارد که سرچشمه ی همه ی خوبی هاست و او نیز باید الگو باشد.

اما آیا راستگویی به صورت مطلق نیکوست؟ یعنی در هر حالتی باید راست گفت؟ اگر کسی درصدد قتل کسی باشد و شما از مکانش باخبرباشید، آیا باید مکان آن شخص را در صورت سوال آن شخص بگویید؟ حتی اگر منجر به قتلش شود...

در روایات اهل بیت(علیهم اسلامـ) که متن دین است، راستگویی به عنوان مطلق، مورد مدح قرار نگرفته است و حتی در مواردی مذمت نیز شده است. چرا که اموری مهمتر وجود دارد که باید بقیه کارها در مقایسه با آن سنجیده شود و ارزش گذاری شوند. مثلا احترام به مومن و تکریم او و ضرر نرساندن به او از مهمترین محورهای اخلاقی اجتماعی است که درمتون دینی به آن پرداخته شده است. در همین موضوع راستگوییِ صحیح و ناصحیح، روایتی زیبا نقل شده است که امام صادق (علیه السلام) می فرماید:

«هر مسلمانى كه از او درباره مسلمانى سؤال شود و او راست بگوید و به آن مسلمان زیانى رساند، [نزد خداوند ]از دروغگویان قلمداد شود و هركه از او درباره مسلمانى سؤال شود و دروغ بگوید و سودى به آن مسلمان رساند، نزد خداوند از راستگویان به شمار آید »[1]


[1] - بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏68، ص: 12





نوع مطلب : عبــــــرتِ گـــاه، بدون شــــــــرح، 
برچسب ها : راست، دروغ، ضرر، مومن،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 18 اسفند 1394 :: نویسنده : دغدغه مند

کم خوابی یا بی خوابی یکی از شایع ترین رخداد های زندگی انسان  هاست. معمولا بخاطر اشتغالات زیاد و حوادث مختلف و شرایط زندگی و محیط زندگی، عموم مردم دارای نظم خوابی نیستند. و این اختلال در خواب به گفته متخصصان، اثرات نامطلوبی را بر قسمت های مختلف  بدن انسان می گذارد.

 برای اهمیت این اختلال، همین بس که تعدادی از تصادفات سهمگین که باعث یتیم شدن فرزندی و داغدار شدن والدین می شود، همین کم خوابی یا بی خوابی است.

همانطور که کم خوابی یا بی خوابی در کارگران، باعث کم کاری انها و کم شدن بهره وری شرکت ها می شود واثرات دیگری که بر کارایی بقیه ی اعضا می گذارد؛ مثلا بر مغز و قدرت تفکر و یادگیری، تاثیر منفی می گذارد. (برای اطلاعات بیشتر می توانید از لینک های پایین مطلب استفاده کنید...)

حال ببینید طبیب انسان ها، طبی روح و جسم، امام رضــــا (علیه السلام) در فرمایشی گرانبها همین مطلب را 1000 و اندی سال پیش فرموده است: «إنَّ النَّومَ سُلطانُ الدِّماغِ ،وهُو قِوامُ الجَسَدِ وقُوَّتُهُ»[1]) یعنی  خواب، سلطان مغز است و مایه قوام و نیروى بدن)

لینک ضرر های بی خوابی              


[1] -بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏59، ص: 317                  

 





نوع مطلب : سلامتی جسم - روح، 
برچسب ها : طب، بی خوابی، خواب، مغز، بدن،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : دغدغه مند
نظرسنجی
کدام بیان برای بیان مطالب این وبلاگ را می پسندید؟





کدام بیان برای بیان مطالب این وبلاگ را می پسندید؟





جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :